السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 47
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
چه و هر كس گريز داريم ، نه كمال مطلق است و نه مطلق كمال ، بلكه نقص مطلق است يا مطلق نقص كه در طرف مقابل است و نقيض آن است ، و نقيض كمال ، عدم آن است . و چون در حجاب هستيم در تشخيص گمراهيم و اگر حجاب برخيزد آنچه از او - جلّ و علا - است ، محبوب است و آنچه مبغوض است از او نيست ، پس موجود نيست . و بدان كه در تعبيرات نسبت به مقابلات مسامحات است و مطلب فوق هر چند موافق برهان متين است و موافق نظر عرفانى و شناخت است و در قرآن كريم به آن اشارت رفته است ، لكن باور كردن و ايمان به آن بسيار مشكل است و منكران بسيار زيادند و مؤمنان بسيار كم ، و حتى آنان كه از طريق برهان اين حقيقت را ثابت مىدانند كمتر به آن باور دارند و مؤمن هستند ، و ايمان به امثال اين حقايق حاصل نشود مگر با مجاهدت و تفكر و تلقين . و شايد خود اين مدّعى كه بعض امور برهانى مىتواند مورد باور و ايمان نباشد ، به نظر مشكل باشد يا بىپايه ، ولى بايد دانست كه امرى است وجدانى و در قرآن كريم به آن اشارت رفته است ، مثل آيات كريمه سوره تكاثر . و اما وجدان ، شما مىدانيد كه مردگان هيچ حركتى ندارند و نمىتوانند به شما آسيب رسانند و هزاران مرده به قدر يك مگس فعاليت ندارند و در اين عالم پس از مرگ و قبل از روز نشور ، زنده نخواهند شد ، لكن قدرت آرام خوابيدن به تنهايى با مرده نداريد ، و نيست اين مگر براى آنكه علم شما را قلب شما باور نكرده ، ايمان به آن در شما حاصل نشده ، لكن مردهشوران كه با تكرار عمل باورشان آمده با آرامش خاطر با آنان خلوت مىكنند . و فيلسوفان با براهين عقليه ثابت مىكنند حضور حق تعالى را در هر جا ، لكن